سلام سلام من یام یامم دوست شما(یادش بخیر یاد دوران نوزادی کردم!)
خوفیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید شما؟
می دونم دلتون واسم یه ذره شده بود!قد سوراخ جوراب مورچه(ای جااااااااااااااااااااااااااااااااااان)
منم دلم واستون تنگیده بود،قد سوراخ جوراب آرمین(اه اه حالم بد شد،حیف که دلم نمیاد حسینو مسخره کنم و الا می نوشتم سوراخ جوراب حسینو کلیم قربون صدقش می رفتم)
چه خفر؟؟؟؟در نبود من که نازنین بانو بباشم بر شما چه ها گذشت ای دوستان من(اووووووووووووووخی یاد فیلم یوزارسیف افتادم)
بفخشید این دفعه نه می تونم شکلک بزارم نه عسک
خووووووووووووووووووب از همه ی جیگملایی(ترجمه زبون دیمبالابومبا:جیگرایی)که کامنت داده بودن خیلی ممنون(ویلگوله مثلا)ایشالله دردو بلای ساسی بخوره تو سرشون!!هه بفخشید اشتب گفتم:ایشالله دردو بلاشون بخوره تو سر ساسی(خدا نکنه!بچم از اینم لاغرتر می شه هاااااااااااااااا)
دیگه چی بگم....!!!؟؟؟
آهان بچه ها یه چیز بگم یه ذره حسینو مخسره کنیم!حتما بیشتر شما اون مصاحبه ی حسینو تو جم تی وی دیدید که ماله عیده و حدود 5-6 دقیقه ست!اووووونایی که دیدن حتما متوجه سوتی حسین شدن،و اونایی که ندیدن من الان براشون می گم(آخه منم تازه مصاحبه رو دانلود کردم)
حسین تو مصاحبه ش می گه :من از بچگیم ریاضیم ضعیف بود!هر وقت معلم سر کلاس می گفت تهی مخرج همه ی مجموعه هاست من یاد رپ می افتادم!!!!
والا راستش سه چیز تو این دو تا جمله یه ذره عجیبه!لابد خودتون فهمیدید(چی؟نفهمیدید،چه قدر خنگید شماها)
1-حسین می گه ریاضیش ضعیف بوده اما چه طور کامپیوتر که رشته به این سختیه قبول شده؟؟؟
2-آخ حسین،همین خنگ بازیا رو در میاری دافات می پردند!آخه قربون اون دماغ عقابیت برم تهی مخرج همه ی مجموعه هاست؟؟؟یا زیر مجموعه ی همه ی مجموعه ها؟؟؟؟اگه دبیر ریاضی ما بفهمه که با همون کفشای پاشنه بلندش می کوبونه تو سرت!!!
3-حسین جان می خواستی کلاس بیای سوتی دادی؟؟مگه زمان شما رپ اومده بود تو ایران؟؟؟؟فقط یه راه داره که حسین اون زمان رپو می شناخته اینم اون که بابای حسین از برده های آمریکایی بوده!!!!!من که مثلا یه دختر آپ تو دیتم(اووووه چه با کلاسم من)همین 4 سال پیش فهمیدم رپ چیه!!!!!
خوب دیگه حصابی واستون زر زدم!صبر کنید یه چیزه دیگم بگ بعد می رم:
برو بکس جاتون خالی امروز رفته بودیم پارک نیاوران ،منم که نی نی کوچولو با دختر داییم رفتیم قسمت تاب و سرسرش(نخندید خوب من خیلی دوست دارم)
رفتیم کناره یه تابه وایسادیم تا دختره که سوارش بود پیاده شه!دختر اینقدرم بی ریخت بود(غیبت نکن)دوستشم بغل منو شیما(مخمر داییم)وایستاده بود!تقریبا هم سال ما بودند!حالا می خواستن مثلا واسه منو شیما کلاس بیان!اسم اون دختره که سوار تاب بود رومینا بود و اسم دوستش لاله بود!تیپشونم کلی دهاتی بود (شلوارلی از اون گشادا، منظورم پوتکا نیستا!!!!یعنی کلا گشاذ بود!با یه مانتو که اشرف خانوم کلفت خونه ی خالمم از اونا می پوشید!!با روسری گلمنگولی قرمزو آبی)حالا کلاسشون آخر خنده بود(فکر کنم تهرانی نبودند،چون تو کل نازی آبادو یافت آبادو ِیاخچی آبادو می گشتی،تهرانی به این بی کلاسی پیدا نمی کردی!!!حالا پایین شهر چه برسه نیاوران)حالا بزار از کلاسشون بگم:
رومینا:لاله جون،گوشیمو بده یه رضایار بزارم گوش بدیم!!("ر" آخر رضایا رو داشتید)
لاله:باشه رومی جونم آهنگ کلیده رضایا رو بزار(حالا منو شیما رو می گی دیگه داشتیم منفجر می شدیم از خنده)
رومینا:باشه بددش من گوشیمو!!!
(حالا گوشیش دیدنی بود مال زمان قاجار،از اون سامسونگا که سر میدون قدس می ده سه تا صد تومن)
لاله:میگم رومی جون به بابا اینا بگم بریم آس بگ بخوریم(دختره عند ضایع بود،آیس پکو می گفت آس بگ)
رومینا:میگم لاله یادته هفته ی پیش حسین تهیو تو پاساژ دیدیم!
لاله:آره تو پاساژ نارون(منو شیما دیگه نمی تونستیم خودمونو نگه داریم،می خواستم بش بگم اسکل حسین تهی که ایران نیست بعدم به پاساژ نارون می گف:نارون،منظورم اینه که رو "ر" ساکن می ذاشت رو "واو" "ا" می ذاشت)
رومینا:یادته عید رفتیم کنسرت رضایا؟
لاله:آره همون که تو سالن تنیس بود(به جون حسین می خواستم برگردم بهش بگم مگه می خواستن تنیس بازی کنن؟؟می گی سالن)
رومینا:حسین تهی چه لباسه قشنگی پوشیده بود،همون آبیه(بچه ها به جون خودم من فیلم کنسرت 13 بدرو دارمو هزار بارم دیدم اما حسین لباسش سفیده نه آبی)
دیگه خلاصه اینا هی چرت و پرت گفتن ما هی خندیدیم!!
بچه ها بقیه داستان تو ادامه(رو نوشته ی سبز کلیک کنید)
خوب دیگه خیلی زر زدم!!
باباااااااااااااااااااااااااااااااای
پ.ن:عجب آپ طویلی کدمآآآآآآآآآ!!!بازم کفم برید
ادامه مطلب